تبليغاتX
پرنده لای کاغذ و زیتون
چقدر آبشار
 

دو چشم آمد و ...

 

دو چشم آمد و روشــن نشست آنســو تر

به روي شـــانه چقـــدر آبشـار گيسـو تر


به چشم هاي تو زل مي زنم نگاهم كن

كه نيست بهتـر از ين نيست نوشدارو تر



دوباره آمده اي تا بنوشم از چشــــــــمت

به زلف تو بزنم چنگ ماجـــرا جـــو تر



چقدر مي شود از خنده هات قسمت برد

شـــكر تر از عسل و از بــهار خوشبو تر



غروب - كوچه - پريشان شدن حضورت را

ستاره چيدن و مهتاب غرق ســوســـو تر



اگر چه تلخم و شيرين تر از تو جايي نيست

بيــا و بنشين از چــــاي و قــند پــــهلو تر



بــه ترکـتـــازي آن خـال روي پيشـــــاني

كه نقش خويش زده روي قــــوس ابرو تر



عذاب تازه ي من نيست سالهاست عزيز

كه پر كشيده اي از اين غزل پرستـــــو تر...

+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 10:40 توسط اباصلت رضوانی |