تبليغاتX
پرنده لای کاغذ و زیتون
سلام

چندی پیش بالاخره رمان بی نظیر و شگفت انگیز ویکتورهوگو را تمام کردم" بی نوایان" کتابی نیست که با خواندنش تمام شود که آغاز گشایش دریچه هایی تازه است به سمت زوایای پنهانی از انسان ـ انسانی که جامعه را می سازد وبعد همین جامعه دست به کار از میان برداشتنش می شود ژان والژان نوستالژیی است که جامعه آن را می سازد و در خویش می پروراند و کمر به نابودی اش می بندد........ و اما این روزها دارم کتاب "برگردان روایت گونه ی شاهنامه ی فردوسی به نثر" نوشته ی  ( دکتر سید محمد دبیر سیاقی ) را می خوانم کتابی خوب و خواندنی خصوصا برای کسانی که تاب و توان دشواریهای خواندن شاهنامه را ندارند نثر سلیس ـ روان و تقریبا فارسی سره ی استاد خواننده را  با خود همراه میکند واما از روزگار روایت شده ی شاهنامه چه می توان گفت که سراسر سرشار از کامیابی ـ نامرادی و فراز و فرودهایی است که هم اینک نیز در اشکالی مدرن با آن مواجهیم و گریبانگیر... 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 16:19 توسط اباصلت رضوانی |

 

اردیبهشت ماه منی مختص منی

زیبایی بهشتی خار و خس منی

رنگین کمانی از ازلی تا ابد رها

رویای عاشقانه ی پیش و پس منی

مثل نسیم مثل هوا مثل آسمان

در من حضور داری و دلواپس منی

تو سیب قرمزی که رسیدی و منتظر

مبهوت دستهای گس و نارس منی

از هر چه گفته اند که موعود آدمی است

ای دامن تو سایه ی طوبی ـ  بَس ـ منی

....

می میرم و حضور تو چون روح ناگزیز

لختی بمان عزیز ـ  که تنها کس منی

 

+ نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 10:58 توسط اباصلت رضوانی |