بالاخره مشگلات اندکی مرتفع شد و این مجال فراهم شد که پس از مدتی
طولانی بیایم و درخدمتتان باشم و باز هم ممنونم که می آیید و به زنده
بودن و زنده ماندن این چراغ می خوانیدم بی هیچ توضیحی به سراغ شعر
می روم
" تو را هم لینک خواهم داد- بقال محل را هم "*
هم این ماه پری رو را و هم تیر و زحل را هم
هم آن امواج رویایی باران بهشتی را
هم این گنداب چرکین تب و زخم و دمل راهم
هم این قطعیت نسبی که با عقلم نمی پاید
هم آن عاشق شدن های قشنگ محتمل را هم
هم این آجر که افتاده میان سفره ی مردم
هم آن بارو و برج رفته تا ماه عسل را هم
هم این گرد و غبار مانده در گور شهیدان را
هم آن گردو ترین – درگاه های – بی بدل را هم
" توراهم لینک خواهم داد"ای حوض پرازماهی
هم آن شاهین به روی قله های پر گسل راهم
هم این نرگس ترین آوازهای سرزمینم را
هم آن چشمان مغرور غزالان غزل را هم
هم آن طاووس های روشن هندوستانی را
هم این گاو حسن راهم اتل راهم متل راهم
...
تکاندم جیب هایم را وجسمم را و روحم را
تهی کردم زعشق سینه سوز تو بغل را هم
نگارم یادم افتاد و جهان گل کرد ورویانید
کنار سنگ و صخره لاله های مشتعل راهم
ابد رادرخم زلفی بپیچم مست و شور انگیز
برقصانم درآشوب سیه چشمان ازل را هم
کجا می پیچی ای شاعر که می بینی و می دانی
مه آلود شگفت و مبهم کوه و کتل را هم
دریغ ازگریه هایم بی تو حتی سنگ حتی کوه
به پایت عاقبت می افکنم روزی هبل را هم
*برگرفته از شعری از علیرضا قزوه